به نوشته هایی که درمورد ِ من بود
به آدمی که من بودم
به آدمی که بود
به مایی که بودیم
یهو
یه هو
یه هو
پی نوشت:همه ی آرشیوهای دنیا یک روز پاک می شوند طبعن،جبرن
چه همه ی دنیا امروز از اون جوری هاست که من خودمو بندازم تو بغلت و زار زار گریه کنم و تو حتی نگی:بازم گریه...
من به خاطر ِ تو فلان کارو کردم!
مرده شور اون من ِ برای تورو ببره آقا،ببره
پی نوشت:من ِ سگ
من این جا می نویسم،هرچی که دوست دارم،دلایل نوشتنم رو هم دوست ندارم بگم.
نیاز به مخاطب رو انکار نمی کنم،اما حالم به هم می خوره از این آدمایی که تنها کاری که بلدن قضاوت کردن ِ ،نصیحت کردن و حرف های قلمبه سلمبه زدن ِ!آدم هایی که اصرار دارن کامنت عجیب غریب پای ِ نوشته ها بذارن،اونایی که اصرار دارن جذاب و کول به نظر برسن.
با احترام به تمام مخاطبین،اگه چیزی رو نمی فهمین مجبور نیستین درموردش نظریه صادر کنین و یا اون شرایط و نویسنده اش رو قضاوت کنین،می تونین بخونین و رد شین،یا تو دلتون فحش بدین،لزومی نداره این قدر در نظر دادن اهتمام بورزید.
کلن در جریان هستید که برای خوندن جبری در کار نیست دیگه؟
من فک می کردم نسل ِ آدم هایی که از راه ِ کامنت گذاشتن و اینا مخ میزنن منقرض شده،یا اونایی که اولین جمله ای که در مورد ِ خودشون می گن اینه:چون من با بقیه خیلی فرق دارم...با عرض پوزش،اما تو روح ِ همه تون
متاسفانه ما با پدیده های شگفت انگیز ِ دیگه ای هم به جز ا.ن روبرو هستیم:آدم هایی که توهم باحالی دارن،آدم هایی که توهم فیلسوف بودن دارن و آدم هایی که توهم ِ فهم و شعور دهنشونو صاف کرده
ایضن تو روح ِ همتون
پی نوشت:چن تا دو نقطه دی رو حذف کردم تا لحنم جدی به نظر برسه:ی
عقب تر
من یک عدد انسان ِ درنده ام
پی نوشت:پی
کان مه دو هفته
ندیدم
سعدی
پی نوشت:انکار ِ توام
یکی دیگه می گف چشمای سگت
یکی دیگه ام باید پیدا شه که بگه توله سگ لابد
خوبی ِ مستی ِمن این است که عامل ِ بازدارنده ی رخوت تمام وجودم را می گیرد و آن قدر آرامم می کند که خیال ِ بلند شدن و گوشی تلفن آوردن را از سرم بیرون می کند...
پی نوشت:بس که